اين است امام حسين (3)
بنام خداوند جان و خرد
متاسفانه برخي از دوستان مرا به توهين كردن به مقدسات متهم نموده اند !. شايان ذكر مي باشد در درجه نخست هيچ كجاي نوشتارهاي من نشانه اي از توهين و افترا وجود ندارد . در درجه دوم بايد ذكر نمايم كه نقد همراه با شكاكيت توهين محسوب نمي شود .
هموطنان گرامي اين نكته را ناديده نگيريد كه من شما را به منبعي ارجاع داده ام كه يكي از بزرگترين مراجع و آيات عظام شيعيان آن را تاليف نموده است . لطف كنيد پيش از هر گونه پيش داوري و قضاوت نادرست به منبع اصلي رجوع نموده و از صحت و سقم اين مطلب اطمينان حاصل نماييد و سپس مرا متهم به دروغ و تهمت و توهين بنماييد .
هموطن اگر امروز از چند خط نوشته و يك سند تاريخي چنين به درد آمده اي ، پس سراغي هم از احوال اقليت هاي مذهبي و رنج و مصايب آنها در جامعه ي برابر اسلامي بگير . با كدامين قانون الهي يك زرتشتي كه يك ايراني اصيل مي باشد مي بايد براي زندگي در سرزمين آباء و اجدادي خود جزيه بپردازد ؟ هموطن آيا مي داني اين وضعيت پس از حمله ي اعراب به ايران بر پا گرديده و تا به امروز نيز ادامه دارد ؟ آيا مي داني در طول تاريخ چند هزار خانواده ايراني بخاطر عدم توانايي پرداخت جزيه مجبور به تن دادن به خفت اعراب گرديده ؟ مي داني چند هزار تن از دختران باكره ي اين آب و خاك قرباني تجاوز اعراب وحشي شدند تا خانواده هايشان از بار پرداخت جزيه خلاصي يابند ؟ چرا به آن هنگام كه ايرانيان مجبور بودند بخاطر زندگي در جامعه اي اسلامي نسب خود را به اعراب و قبايل عرب منتسب نمايند ، سخني از برابري و برادري اسلامي نبود ؟ آيا تا به حال كلمه ي موالي را شنيده اي ؟ با من بگو چه كس اين لقب را بر ايرانيان نهاد ؟ پس معصومين و ائمه ي اطهار شما كجا بودند ؟ مگر جز اين بود كه اينها تماما و جز به جز در قوانين الهي محمد و دين دروغين او نهفته مي باشد ؟
باري سخن از عقل و قوه ي تعقل شد ، توصيه مي نمايم به اروپا و تحولات پس از رنسانس نگاه كنيد . مگر در رنسانس چه اتفاقي افتاد ؟ هموطن گرامي نقطه ي اوج رنسانس اين بود كه فردي مانند دكارت آمد و گفت من شك مي كنم ، پس هستم . دكارت گفت : تا خداي را زير تيغ جراحي ام نبينم هرگز وجود او را باور نخواهم كرد . حال اگر به عقيده شما دكارت كفر گفته و خداي چماغ به دست شما او را به قعر جهنم فرستاده ، نتيجه ي عيني و ملموس تفكر او را در پيشرفت و توسعه عقلاني امروز جهان غرب مي بينيم .
چرا و به كدامين دليل قانع كننده مي گوييد كه نبايد شك كرد . بياييد تنها يك بار به هر آنچه از خود مي شناسيم شك كنيم . مگر شما شما نمي گوييد الله خدايي حقيقي است ، پس بياييد از هستي به نيستي نرويم . بياييد يك بار از نيستي و از نفي الله به وجوب و وجود آن دست بيابيم .
هموطن گرامي نه تنها شما را به خواندن مجدد تاريخ ايران و اسلام تشويق مي نمايم ، بلكه شما را به مطالعه و تفحص در تاريخ انديشه سياسي غرب فرا مي خوانم . چرا نبايد بدانيم بيكن ، دكارت ، نيچه ، پوپر و ... چه مي گويند . مگر غرب با كدامين انديشه از شرق و شرقيان پيشي گرفت .
شما كه وارث دين خاتم مي باشيد به من بگوييد چرا امروز مسلمانان به اين روز سياه ناتواني افتاده اند ؟ بهتر نيست به امام زمان بگوييد بيايد و بحران اتمي ايران را از ميان بردارد ؟ نه هموطن آنچه مي تواند رهگشاي امروز و فرداي ما باشد عقل و قوه تعقل است كه متاسفانه در تمام پهنه ي دين اسلام و سراسر تاريخ سياسي _ اجتماعي مسلمانان ناديده گرفته شده است .
هموطن از ياد نبر كه وظيفه اصلي انسان در جهان به دنيا آوردن خويش است ، نه توليد مثل و تقليد از ديگران و گذشتگان . پس بياييد يك بار به خويش و به تمام آنچه از خويش مي شناسيم شك بنماييم . در اين ميان تاريخ و مطالعات تاريخي مي تواند رهگشاي بسيار از مسائل و صندوقچه ي پاسخ بسياري از سوال هاي ما باشد . تاريخ چراغ راه آينده مي باشد . تاريخ مامن حقايق تلخ و شيريني مي باشد كه مي تواند با چراغ گذشته به روشنگري آينده تاريك و مبهم انسان اين قرن استبداد زده بپردازد .
بنده به تمام هموطنان گرامي اعلام مي نمايم كه بدون توهين به دين و ايمان قلبي شما حاضرم هر گونه سوال شما را در اين موارد پاسخ گويم .
با اميد خردمندي و خردورزي تمام هموطنان ايراني .
« پاينده باد ايران زمين »
