تبليغاتX
وهومن

وهومن

پاینده باد ایران زمین

به نام ایران و ایرانی

مدت ها بود که به دلایل متعدد وقت کافی برای نوشتن را نداشتم.

اما امروز که ایران این میهن مهتران درگیر کودتایی ننگین شده

وظیفه خود که می دانم که بار دیگر بازگردم.

همانطور که می دانید مژوبلاگ من را فیلتر کرده اند.

آدرس جدید را به زودی خواهم گذاشت.

روز مرگ شب پرستان نزدیک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط وهومن  | 

مرگ بر عرب پرستان

عرب پرستان مرا نیز فیلتر کرده اند اما من در وبلاگی جدید باز می آیم بدرود
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

ميعادگاه ايراني

به نام خداوند جان و خرد

«چه زنده باشم و چه نباشم ، اميدوارم و بلكه يقين دارم كه اين آتش خاموش نخواهد شد و مردان بيدار كشور اين مبارزه ملّي را آنقدر ادامه مي دهند تا به نتيجه برسد . »

                                                                                        (دكتر محمد مصدق) 

نوشتن از مصدق كبير ، از پيشواي ايران و ايراني كاري سهل و ممتنع مي باشد . چرا كه از يك سو مي بايست در شناساندن اين مرد خردمند به نسل جوان ايران نهايت كوشش را نمود و از سوي ديگر شايد هيچ قلمي نتواند از شير آهنكوه مرد سرزمين كوروش صفحه هاي كاغذ را سياه كند .

براي من كه او را پدر مي خوانم ، من كه او را پيشوا مي دانم ، من كه او را سوشيانتي ديگر از تخمه ي زرتشت مي نامم ، زيارت هر ساله ي او در قلعه ي احمد آباد در تبعيدگاه ابدي اش رنگ و بوي ديگري دارد . آدمي آنجا روح صادق مصدق را حس مي كند . آزادي آنجا با روح آدمي پيوندي ناگسستني برقرار مي كند . آنجا همان جايي است كه مي توان فهميد ايران يعني چه؟ ايراني كيست؟ و در طول اعصار چه مصايبي بر سر ايران و ايراني آمده است؟

آري قريه ي احمد آباد معبدگاه عاشقان راستين موطن آرياست . همان جاست كه مي توان به شكوه سرزمين نستوه ايران پي برد . همانجاست كه مي فهمي چرا ايراني ، ايراني مانده و تن به پستي و خفت و خواري هيچ قوم ديگري نداده است . آنجاست كه حس مي كني بابك ها ، مازيار ها ، ابومسلم ها ، امير كبير ها ، مصدق ها ، فاطمي ها ، فروهر ها و ... براي چه آمده اند و براي چه سلاخي شده اند . آنجاست كه مي فهمي در چه جامعه ي ننگ زده و نخبه كشي نفس مي كشي . جامعه اي كه بهترين و افتخار آفرين ترين فرزندان خود را در طول تاريخ به تبعيدگاه ، به بند زندان و چوبه ي دار فرستاه است .

با اين همه اما آنجا در مي يابي كه ايراني يعني چه؟ كه ايراني چه بايد بكند؟ كه ايراني چگونه بايد باشد؟ كه ايراني به پاسداشت بزرگان اش زين پس چه بايد بكند؟

راه مصدق راه وطن است ، راهي كه به اسقلال و آزادي منتهي مي شود ...

وعده ي ما سالمرگ مصدق كبير

يكشنبه چهاردم اسفند ماه يك هزار و سيصد و هشتاد و چهار

وعده گاه ما قلعه ي احمد آباد

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

مصدق ، پير احمدآباد

به نام خداوند جان و خرد

مام وطن در تمام اعصار مردان بزرگي پرورش داده كه مايه افتخار و شوكت مردم ايران زمين شده اند . در تاريخ معاصر ايران هيچ اسطوره و نمادي توانمندتر از مصدق وجود ندارد . از مصدق گفتن به راستي تاريخ را ورق زدن است و عشق به قهرمانان اين وطن در واقع عشق به وطن است .

توين بي، تاريخدان برجسته بريتانيائي ، مردم ساکن فلات ايران را مردمي تعريف مي كند كه در تاريخ کهنسال خود هرگاه قهرماني بزرگ يافته اند به کارهاي بزرگ موفق شده اند.

بعد از نادرشاه افشار، دکتر مصدق تنها قهرماني بود که ايرانيان با رهبري او نامي در جهان نهادند . دکتر مصدق كه دانش و مهارتش در سازمان ملل نيز تحسين شد ، با شكست آيزنهاور و چرچيل در سال 1952 به «مرد سال» مجله معتبر تايم تبديل شد.

رهبري فرهمند مصدق به ياري نبوغ و مديريت مشاور ارشدش شهيد دكتر حسين فاطمي، توانست با بسيج توده‌هاي مردمي در جهت آرمان مقدس استقرار حاكميت ملي، دستاوردهاي شگرفي ببار آورده و حماسه‌هايي كم نظير در تاريخ ايران بيافريند كه ملّي شدن صنعت نفت و كوتاه كردن دست استعمار انگلستان از منابع ملّي ايران، يكي از آنهاست. مصدق با كشاندن مردم به عرصه مشاركت ملّي توانست شاهكارهايي جاودانه را در دفتر افتخارات ملّي ايران رقم زند.

دكتر مصدق با حضور توانمندش فضاي تازه اي را در جامعه به وجود آورد و كوشيد تا هويتي ديگر به جامعه ايران ببخشد و به دوران نااميدي و سرخوردگي پايان ببخشد. دكتر مصدق با شكل بخشيدن به جبهه ملي پايگاهي ماندگار براي مبارزات استقلال طلبانه و آزاديخواهانه ملت ايران پديدار ساخت و به ياري آن توفيق يافت تا نفت را ملي سازد و استعمار انگلستان را از فراز ميهن دور سازد.

مصدق در قبول پست نخست‌وزيري به‌دنبال كسب ثروت و قدرت نبود. وي هدفي جز اعتلاي ايران در سطح داخلي و خارجي نداشت: "من مأموريت موكلّين خود را قبول نكردم و به اين مجلس پا نگذاشتم. مگر براي يك مبارزة مقدس و آن براي نيل به يك مقصود عالي است. در سياست داخلي, برقراري اصل مشروطيت و آزادي و در سياست خارجي, تعقيب از سياست موازنة منفي. اين هدف من بوده و هست و خواهد بود و تا بتوانم برا رسيدن به آن مجاهدت خواهم كرد."

بزرگ مردي كه دوست و دشمن او را با عناويني چون آموزگار خردمند, رهبر جبهه ملي, پير احمدآباد و ... نام برده‌‏اند .        

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:55 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

سايه سار تاريخ : مصدق ، فرياد رسا

به نام خداوند جان و خرد

« ملّت ايران هنگامي به استقلال مي‌رسد كه خود را از نو بيافريند »
                                                                          (دكتر محمد مصدق)

 

تنها مطالعه و آگاهي از تاريخ است كه از تكرار حوادث و اتفاقات ناگوار و دسيسه هاي پنهاني جلوگيري مي كند و مي تواند يك ملت را از سقوط و زوال باز دارد . آگاهي از تاريخ است كه ذهن نابالغ انسان را از مخيلات و تعبيرهاي نادرست باز مي دارد .

متأسفانه استبداد و سرسپردگي نظاميان كودتاگر در دوران قبل از انقلاب و آرمانخواهي وايدئولوژي ‌نگري انقلابيون پس از فتح ، زمينه‌اي مساعد براي بررسي واقع‌گرايانه دوران نهضت ملي مهيا نكرده است .

رژيم كودتا يكسره نهضت ملي را پديده‌اي اغتشاش‌گرا مي ناميد كه زمينه نفوذ كمونيست‌ها و بي‌نظمي عمومي و اخلال در رابطه بين‌المللي با دنياي غرب را باعث شده بود . در 25 سال منتهي به زمستان سال57 و يک ماه قبل از سرنگوني رژيم سلطنتي، دستگاه تبليغات رژيم پادشاهي روز 28 مرداد را « قيام ملي» مي خواند ، نامي که البته هرگز از سوي مردم باور نشد .         
بعد از انقلاب نيز بخشي از حاكمان انقلابي ، اتهام وابستگي به غرب و زمينه سازي ورود بيگانگان را به نهضت ملي وارد مي‌ساختند و عده اي مليت را در برابر مذهب مي‌پنداشتند و سعي مي كردند كاشاني را به عنوان رهبر نهضت ملي شدن نفت معرفي نمايند و ملي‌گرايان را جاده صاف‌كن امپرياليست مي ناميدند .
وراي تفسيرها و تحليل هاي مختلفي که درباره کودتاي 28 مرداد سال 1332 و نهصت ملي کردن نفت ايران و دولت مصدق مي شود، نام دکتر محمد مصدق به عنوان يک قهرمان ايراني و الگوي استقلال طلبي در نيم قرن گذشته، بر ذهن و زبان سه نسل از ايرانيان جاري بوده است.

بسياري از كساني‌كه براي كسب قدرت و ثروت با جنبش و نهضتي كه مصدق آغاز كرده بود همراه شده بودند, بعد از ناكامي در رسيدن به اهداف خود با دشمنان داخلي, دربار و استعمارگران خارجي همراه شدند و ناجوانمردانه ‌ضربه‌هايي سخت به نهال نوپاي نهضت‌ملي وارد آوردند, اما مصدق هيچ‌گاه از اين توطئه‌ها, دشمني‌ها و خيانت‌ها نهراسيد و با پشتوانة مردمي به مسير مورد نظر خويش كه همان رهايي ايران از چنگال استبداد داخلي و استعمار خارجي بود‌ ادامه داد. وي به اين موضوع ايمان داشت كه تا هنگامي‌كه مردم مايل به حضور وي مي‌باشند و به راهي كه او در نظر گرفته‌ تمايل و اعتماد دارند, راه و انديشه‌اش بر پايه‌هاي استواري قرار دارد كه هيچ قدرت استعماري و توطئة خارجي يا داخلي نمي‌تواند به آن گزندي برساند و اين مسئله به نيكي در تاريخ به اثبات رسيد,‌ اگرچه توطئه و دشمني‌هاي فراوان توانست مصدق و حكومتش را بركنار كند اما راهي كه مصدق آغاز كرد راهي نبود كه بتوان آن را متوقف كرد و انديشه و تفكر وي انديشه‌اي بود كه هماره در مصلحان ديگر احيا شدني است.

اعتباري که ايرانيان و جهانيان براي دکتر مصدق قائل شدند بدترين عقوبت را براي کساني رقم زد که در زمان دولت وي با او به مخالفت برخاستند، علاوه بر شاه که 25 سال بعد در حالي ايران را ترک کرد که مردم همه جا تصوير دکتر مصدق را در دست گرفته بودند، آيت الله کاشاني، حسين مکي و مظفر بقائي نيز نتوانستند جائي به اندازه بايسته خود در تاريخ به دست آوردند. حزب توده بزرگ ترين و منسجم ترين حزب تاريخ ايران بعد از 28 مرداد همواره در برابر اين سئوال قرار داشت که چرا در دوره اي به مخالفت با دولت مصدق پرداخته و با تندروي هاي خود باعث دشواري کار دولت مصدق شده، سئوالي که حتي با اعتراف سران حزب توده به اشتباه خود، ملي گرايان را قانع نکرد.

اما آنچه مصدق را به مقام يك قهرمان ملي راستين رسانده است نخست پنجه در افكندن او با امپراتوري بريتانيا و طرد نيرنگ بازي‌‏هاي استعماري از جهت سياسي و ديگر بيرون آوردن ثروت ملي ايرانيان از چنگ بيگانگان به لحاظ اقتصادي بود. همين دو هدف كافي است تا تاريخ معاصر به نام او ببالد و وي را در رديف جاويد نامان كشور قرار دهد.

دكتر مصدق جامعه فروخفته ايران را كه در زير سلطه ستم خميده بود به تكاپو برانگيخت، اسطوره‌‏ها در او  به هم پيوند خورده است و به همين خاطر دشمنان آزادي از او و خاطره ماندني‌‏اش هراس دارند.

دكتر مصدق 69 سال بي‌‏امان با پليدي و پلشتي مبارزه كرد و در هر مقامي كه قرار گرفت از خطر نهراسيد، مصدق آفت استبداد بود و همه فلسفه سياسي وي به گرد آرمانهاي ملي و آزاديخواهانه شكل گرفت.

دكتر مصدق، ستارة درخشاني در آسمان تاريخ معاصر ايران است كه هر چند بعلّت آماده نبودن شرايط تاريخي ظاهراً خاموش گرديد، ولي نور آن براي نسلهاي بعد، موجد تلاشها و مبارزات آزاديخواهانه و استقلال طلبانه در ايران و بسياري از كشورها شد. 

«اين فرياد گو اينكه از حلقوم دكتر محمّد مصدق برآمده بود، اما در حقيقت فرياد ملّتهاي زير ستم در سراسر جهان بوده و هست.»

لذا هرگز اغراق گونه و مبالغه آميز نيست اگر ما ايرانيان او را «جهان مرد استثنايي» بناميم و به وجود او در ميان خود افتخار كنيم.

دو عنصر اساسي انديشه مصدق كه همان حق قانونگذاري از طريق انتخابات آزاد و تاسيس يك دولت مقيد و به تعبير امروزي پاسخگو همچنان موضوع و دستوركار سياسي در ايران است و به همين جهت است كه مي‌‏توان گفت مصدق زنده است و ما مجبوريم راجع مصدق صحبت كنيم .

سايه بلند مصدق چه در دوران زندان و چه در دوران تبعيد با مبارزان راه آزادي پيوند خورده است، در برابر همه مشكلات، تنگناهاي فزاينده سياسي و اجتماعي كه گريبان‌‏گير ايران است, تنها راه‌‏حل شركت نخبگان گروه‌‏هاي اجتماعي و برگزيدگان ملت در سيستم‌‏هاي تصميم‌‏گيري است. گذر از اين دوران پر خطر بار ديگر همبستگي ملي را مي‌‏طلبد، اميدواريم رهنمودهاي مصدق بزرگ بار ديگر زمينه‌‏ساز يگانگي‌‏مان شود و همه ما را به زير يك شعار فراگير كه جز طلب كردن دموكراسي واقعي نيست، گردآورد.

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:54 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

آيين زرتشت

بنام خداوند جان و خرد

اکنون که ايرانيان ،در روند باز يافتن هويت راستين خود گروه گروه به آيين نياکان، يعني آيين زرتشت باز ميگردند يا می خواهند با آن آشنا شوند، در زمانی که در سطح اروپا جنبشی مسيحی بنام   Sacra Europa از دانشگاهی ها و نويسندگان اروپائي درست شده که می خواهند برای تقويت مسيحيت به سرچشمه آن يعنی انديشه زرتشت بازگشت کنند،نسل جوان ايران بايد به درونمايه راستين آيين نياکان خود پی ببرند.در زير پرسشهاي بنياديني در مورد دين زرتشت آمده و به اجمال به آنها پاسخ داده شده است .

 پرسش : آيا زرتشت" پيغمبر" بود ؟

 پاسخ : نه ، زرتشت که تمام فلسفه خود را روی" خرد" پي ريزی کرد و بزرگترين مبارز بر ضد خرافات و مردم فريبی بود ،هيچگاه ادعای" پيغمبری "نکرد .     

 پرسش : پس زرتشت که بود؟

پاسخ : تمام فيلسوفان يونانی و سپس رومي که بدون استثنا يا خود را شاگرد زرتشت معرفي کرده اند يا برای اعتبار دادن به خود، نوشته های خود را به او منصوب کرده اند ، زرتشت را "آموزگار جهانی" ناميدند . پس از تسخير ايران به وسيله مسلمانان عرب ،  ايرانياني که نخواسته بودند بکيش عرب در آيند و زرتشتی ماندند در زير ستم شديد و برای نگهداری از جان خود به زرتشت لقب"پيغمبر"دادند. امروز  با گسترش دانش زرتشت شناسی اگر بخواهيم لقبی به زرتشت بدهيم، همان " ابر انديشمند " خواهد بود. که در جهان يکتا ميباشد . به زبان گاتايي او را اشوان و درزمان هخامنشيان او را ارتوان ناميدند.

 پرسش : هدف آيين زرتشت چيست ؟

  پاسخ : هدف آيين زرتشت را ميشود تنها در يک جمله خلاصه کرد: خوشبخت سازی زمين و تمام جاندارانی که روی اين کره زندگی می کنند يعنی انسانها, جانواران و گياهان . تمام آرمان زرتشت بر اين پايه پی ريزی شده که از زمين کره ای خوشبخت درست کند که در آن جانداران بتوانند شکوفا شوند و به رسايي برسند و سپس با خشنودی در نور و خرد اهورا مزدا غرق شده و به زندگي جاويد دست يابند.     

 پرسش : آيا زرتشت "يکتا پرست بود"؟

  پاسخ :  نه به هيچ روي ! واژه "يکتا پرست" را چندی از نويسندگان با واژه های "يکتا شناس " و "يکتا گرا" اشتباه کرده اندو اين اشتباهي است بسيار بزرگ . ما بايد نخست از خود بپرسيم آيا يکتا پرستی به خوشبخت زيستن انسانها، جانوران و گياهان که آرمان زرتشت است کمک ميکند ؟ زمانی که کتابهای تاريخی را ميخوانيم، ميبينيم که بزرگترين کشتارها و خونريزي های تاريخ بشری  بوسيله "يکتا پرستان"انجام گرفته.

جنگهای صليبی ميان يکتا پرستان مسيحی با يکتا پرستان مسلمان، جنگهای مذهبي ميان يکتاپرستان کاتوليک با يکتاپرستان پروتستان جنگهای مذهبی ميان يکتاپرستان سنی و يکتاپرستان شيعه،کشتار وحشتناک 120000 "کترها " به وسيله يکتا پرستان کاتوليک در سده سيزدهم در جنوب فرانسه به فرمان پاپ که آنها را به دوگانه گرايي متهم کرده بود،جنگهای بي پايان ميان يکتا پرستان مسلمان با يکتا پرستان يهودی ،کشتار شش مليون يهودی يکتا پرست به وسيله مسيحيان يکتا پرست،سنگسار و سوزاندن مردمان بي گناه در ميدانهاي شهر به وسيله يکتا پرستان مسيحی و مسلمان. در 2000 سال گذشته بيش از سد مليون کشته به جا گذاشته .

آيين زرتشت  آيينی است" يکتا گرا ". واژه "يکتاگرا" با پسوند ديناميک" گرا" درست شده که از "گرايش" ميايد يعنی حرکت از يک نقطه به نقطه ديگر. چون آيين زرتشت آيينی است ديناميک و هميشه در حال نو سازی و نو آوری و نو شدن بنابراين واژه يکتاگرا نمايان گر اين آيين است . پيروان اين آيين, با کار و کوشش خود که بر پايه های انديشه نيک، گفتار نيک و کردار نيک و با سرکوب کردن دروغ و ريا و خرافات انجام  ميشود به  سوی  يگانگي و به سوی اهورا مزدا گام بر ميدارند تا با او يگانه شوند،تا با او يکتا شوند. بنابراين آيين زرتشت آييني است يکتا گرا و يکتا شناس .                      

 پرسش:  پس اگر رابطه "پرستش" ميان اهورا مزدا وآفريدگان او وجود ندارد پس چه رابطه ديگری ميتواند باشد ؟

  پاسخ : برای ايرانيانی که 1400 سال در دين اسلام زندگی کرده اند دشوار است که رابطه ای جز" اربابی و بردگی" ميان خود و خدای خود تصور کنند. در آيين زرتشت به هيچ روی اين رابطه وجود ندارد.تنها رابطه ای که ميان انسانها (و به طور کلی جانداران)و خدای آنها يعنی اهورا مزدا وجود دارد رابطه ايست که بر بنای دوستی درست شده .

 پيروان اين آيين با اهورا مزدا همچون يک دوست گفتگو مي کنند. کسی از اهورا مزدا نمي ترسد و لرزه به اندامش نمي افتد چون اهورا مزدا جز مهر و نيکی و بخشش چيز ديگری نمي شناسد. او مي داند که جهانی که او درست کرده جهانی است در حال پيشرفت و تکامل. و هدف او از آفرينش انسانها اين بوده که در بهتر ساختن اين جهان به او کمک کنند. به انسانها خرد داده،انديشه داده تا او را در خوشبخت ساختن جهان ياری دهند. او با خرد بی پايان خود، راستی و درستی را آفريده. او نيروی چيرگی به سهشهای ويران کننده را آفريده، او آرامش درونی را آفريده، او رسائی و تکامل را آفريده و سرانجام او زندگي جاودانی را در نور و خوشبختی به مردمان ارمغان داده، چنين خدائی نيازی به پرستش و به بردگی کشيدن آفريده های خود ندارد.

 پرسش : کتاب مقدس آيين ايرانيان چيست؟

پاسخ:  کتاب مقدس آيين ايرانيان "گاتها" می باشد. تمام پژوهشهای زبانشناسی و تاريخی نشان ميدهد که واژه به واژه اين کتاب بدون کوچکترين تغيری 3743 سال پيش از زبان زرتشت بيرون آمده . "گاتها" که بمعنی "سروده" ميباشند،17 بخش از72 بخش اوستا را درست ميکند .                     

اين 17 بخش تنها نوشتاری است که از زرتشت به ما رسيده. بقيه ديگر بخشهای اوستا، تفسيرهايي است که از آيين زرتشت بوسيله ديگران شده. و چون در زمانی که اين تفسيرها نوشته شده ، زبان گاتها از ياد رفته بود ، بنابراين در اين تفسيرها مطالبی نادرست وجود دارد که بايد به آن توجه داشت . تمام هدف و آرمان گاتها را ميشود در يک جمله خلاصه کرد: خوشبخت ساختن کره زمين و تمام جانداراني که در آن زندگي ميکنند. يعني زنان،مردان،جانوران و گياهان. اگر کسي _ و تمام پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند _ زندگی خود را به قوانينی که در گاتها نوشته شده هماهنگ کند ، هيچ ترديدی نيست که نه تنها او زندگی آرام و خوشبختی برای خود درست خواهد کرد بلکه در خوشبخت سازي اطرافيان خود هم سهم بسياري خواهد داشت . و همانگونه که گاتها ميگويد " تنها در خوشبختی و شادماني و خوشبخت سازی ديگران است که ميشود به اهورا مزدا رسيد .

 پرسش : چگونه مي شود وارد آيين زرتشت شد؟

  پاسخ : امروز با توجه به کشش ايرانيان برای بازگشت به آيين سروری خود تنها يک شرط برای ورود آنها گذاشته شده: آنها بايد با آگاهي تمام آيين زرتشت را آزادانه گزينش کرده و سپس در مراسمی بنام "سدره پوشي"شرکت کنند.

  پرسش : "مراسم سدره پوشي"چگونه است؟ 

  پاسخ : اين مراسم بسيار ساده است .داوطلب يک پيراهن سفيد کتانی را به تن می کند و روی آن کمربند سفيدی که از 72 بند درست شده می بندد, وسپس همراه با موبد گفته هائی را که او می گويد تکرار می کند.   نمونه ای از گفته هائی که بايد تکرار گردد:"راه يکی است و آن هم راستی است. راستی خوشبختی است و خوشبختی از آن کسی است که راستی را تنها برای راستي بخواهد . پس ازپايان مراسم که نزديک به 30 دقيقه طول مي کشد حاضرين جام شرابی را به شادکامی و شاد زيستی "نوزاد" مي نوشند."نوزاد" يعنی کسي که تازه گام به آيين زرتشت گزاشته و گويي تازه به جهان زاييده شده،زندگی نوين خود را آغاز ميکند.

« پاينده باد ايران زمين »   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط وهومن  | 

چه كسي مي خواهد منو تو ما نشويم

چه كسي مي خواهد منو تو ما نشويم

خانه اش ويران باد

بنام خداوند جان و خرد

حضور توأمان سه فرهنگ ايراني ، غربي و اسلامي (عربي) ، و غلبه يكي بر ديگران در طول اعصار از دلايل ضعف و انحطاط ايران زمين بوده است .

ضعف سياسي و اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي ايران ، ناشي از كمبود فلسفه زندگي و يا زوال انديشه است . پس از فروپاشي امپراطوري ساساني و غلبه اعراب بر ايران و سپس مغلوب گشتن در مقابل قوم تتار و تركان و يورش افغان ها و با نفود بي امان فرهنگ غربي در دويست سال اخير ، ايرانيان هر دم به سوي يكي از سه فرهنگ ايراني ، غربي و اسلامي (عربي) متمايل شده اند و با تيشه اي كه فرهنگ غالب بدست آنها داده ، به جان فرهنگ هاي مغلوب افتاده اند و در واقع تيشه به بن و ريشه خود زده اند .

چه كسي مي گويد ايران پس از حمله اعراب ، تركان و مغول ها از گزند حوادث در امان مانده و هيچ خللي به فرهنگ آن وارد نيامده و فرهنگ نيروهاي مهاجم را مغلوب ساخته است . بواقع اينچنين نيست ، اين نگاهي تخيل آميز ، كور كورانه و غير واقع بينانه است . همان قدر كه ما از فرهنگ اقوام مهاجم تأثيرپذيرفتيم ، بر فرهنگ اقوام مهاجم هم تأثير گذاشتيم . درست است كه مبارزه با فرهنگ عرب را هيچ گاه كنار نگذاشته ايم ، اما بواقع اين فرهنگ دون بوسيله دين اسلام در افكار و اعتقادات و رسوم ايرانيان ريشه دوانده است . درست است كه هيچ يك از فرهنگ هاي نامبرده تاب مقابله با فرهنگ ايران را نداشته اند ، اما بواسطه اتقاقات و حوادث تاريخي به احكام روزمره مردم تبديل شده اند .

با نگاهي به زندگي روزمره خود و تفكر در اعمال و اخلاق و رفتار و كردار خود به سادگي در مي يابيم كه هر گوشه زندگي ما با فرهنگ ، آداب ، سنن و رسوم يكي از مهاجمان همخواني دارد . اين موضوع وقتي اهميت پيدا مي كند كه در ميابيم كه غرق شدن در اين منجلاب ما را از فرهنگ اصيل ايراني دور كرده است . بطوري كه در روزمره ترين اعمال خود از هر فرهنگي استفاده مي كنيم جز فرهنگ ايراني . به عنوان مثال روزمره ترين كلمات مورد استفاده ما مانند« سلام و خداحافظ » عربي هستند و يا « خانم و آقا » كلمات مغولي هستند .

در هيچ كجاي فرهنگ غني ايراني ، خرافه پرستي ، خود بيني ، تنبلي و تن آسايي ، دروغ گويي ، گناه و يسياري از اعمال ناشايست ديگر كه ما هر روز مرتكب آنها مي شويم جايي ندارد .

بياييد فرهنگ غني ايراني را يك بار ديگر در پناه اهوره مزدا و در سايه امشاسپندان بر پا سازيم .

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط وهومن  | 

پاسارگاد شهری که غرق می شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط وهومن  |