تبليغاتX
وهومن

وهومن

پاینده باد ایران زمین

ميعادگاه ايراني

به نام خداوند جان و خرد

«چه زنده باشم و چه نباشم ، اميدوارم و بلكه يقين دارم كه اين آتش خاموش نخواهد شد و مردان بيدار كشور اين مبارزه ملّي را آنقدر ادامه مي دهند تا به نتيجه برسد . »

                                                                                        (دكتر محمد مصدق) 

نوشتن از مصدق كبير ، از پيشواي ايران و ايراني كاري سهل و ممتنع مي باشد . چرا كه از يك سو مي بايست در شناساندن اين مرد خردمند به نسل جوان ايران نهايت كوشش را نمود و از سوي ديگر شايد هيچ قلمي نتواند از شير آهنكوه مرد سرزمين كوروش صفحه هاي كاغذ را سياه كند .

براي من كه او را پدر مي خوانم ، من كه او را پيشوا مي دانم ، من كه او را سوشيانتي ديگر از تخمه ي زرتشت مي نامم ، زيارت هر ساله ي او در قلعه ي احمد آباد در تبعيدگاه ابدي اش رنگ و بوي ديگري دارد . آدمي آنجا روح صادق مصدق را حس مي كند . آزادي آنجا با روح آدمي پيوندي ناگسستني برقرار مي كند . آنجا همان جايي است كه مي توان فهميد ايران يعني چه؟ ايراني كيست؟ و در طول اعصار چه مصايبي بر سر ايران و ايراني آمده است؟

آري قريه ي احمد آباد معبدگاه عاشقان راستين موطن آرياست . همان جاست كه مي توان به شكوه سرزمين نستوه ايران پي برد . همانجاست كه مي فهمي چرا ايراني ، ايراني مانده و تن به پستي و خفت و خواري هيچ قوم ديگري نداده است . آنجاست كه حس مي كني بابك ها ، مازيار ها ، ابومسلم ها ، امير كبير ها ، مصدق ها ، فاطمي ها ، فروهر ها و ... براي چه آمده اند و براي چه سلاخي شده اند . آنجاست كه مي فهمي در چه جامعه ي ننگ زده و نخبه كشي نفس مي كشي . جامعه اي كه بهترين و افتخار آفرين ترين فرزندان خود را در طول تاريخ به تبعيدگاه ، به بند زندان و چوبه ي دار فرستاه است .

با اين همه اما آنجا در مي يابي كه ايراني يعني چه؟ كه ايراني چه بايد بكند؟ كه ايراني چگونه بايد باشد؟ كه ايراني به پاسداشت بزرگان اش زين پس چه بايد بكند؟

راه مصدق راه وطن است ، راهي كه به اسقلال و آزادي منتهي مي شود ...

وعده ي ما سالمرگ مصدق كبير

يكشنبه چهاردم اسفند ماه يك هزار و سيصد و هشتاد و چهار

وعده گاه ما قلعه ي احمد آباد

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

مصدق ، پير احمدآباد

به نام خداوند جان و خرد

مام وطن در تمام اعصار مردان بزرگي پرورش داده كه مايه افتخار و شوكت مردم ايران زمين شده اند . در تاريخ معاصر ايران هيچ اسطوره و نمادي توانمندتر از مصدق وجود ندارد . از مصدق گفتن به راستي تاريخ را ورق زدن است و عشق به قهرمانان اين وطن در واقع عشق به وطن است .

توين بي، تاريخدان برجسته بريتانيائي ، مردم ساکن فلات ايران را مردمي تعريف مي كند كه در تاريخ کهنسال خود هرگاه قهرماني بزرگ يافته اند به کارهاي بزرگ موفق شده اند.

بعد از نادرشاه افشار، دکتر مصدق تنها قهرماني بود که ايرانيان با رهبري او نامي در جهان نهادند . دکتر مصدق كه دانش و مهارتش در سازمان ملل نيز تحسين شد ، با شكست آيزنهاور و چرچيل در سال 1952 به «مرد سال» مجله معتبر تايم تبديل شد.

رهبري فرهمند مصدق به ياري نبوغ و مديريت مشاور ارشدش شهيد دكتر حسين فاطمي، توانست با بسيج توده‌هاي مردمي در جهت آرمان مقدس استقرار حاكميت ملي، دستاوردهاي شگرفي ببار آورده و حماسه‌هايي كم نظير در تاريخ ايران بيافريند كه ملّي شدن صنعت نفت و كوتاه كردن دست استعمار انگلستان از منابع ملّي ايران، يكي از آنهاست. مصدق با كشاندن مردم به عرصه مشاركت ملّي توانست شاهكارهايي جاودانه را در دفتر افتخارات ملّي ايران رقم زند.

دكتر مصدق با حضور توانمندش فضاي تازه اي را در جامعه به وجود آورد و كوشيد تا هويتي ديگر به جامعه ايران ببخشد و به دوران نااميدي و سرخوردگي پايان ببخشد. دكتر مصدق با شكل بخشيدن به جبهه ملي پايگاهي ماندگار براي مبارزات استقلال طلبانه و آزاديخواهانه ملت ايران پديدار ساخت و به ياري آن توفيق يافت تا نفت را ملي سازد و استعمار انگلستان را از فراز ميهن دور سازد.

مصدق در قبول پست نخست‌وزيري به‌دنبال كسب ثروت و قدرت نبود. وي هدفي جز اعتلاي ايران در سطح داخلي و خارجي نداشت: "من مأموريت موكلّين خود را قبول نكردم و به اين مجلس پا نگذاشتم. مگر براي يك مبارزة مقدس و آن براي نيل به يك مقصود عالي است. در سياست داخلي, برقراري اصل مشروطيت و آزادي و در سياست خارجي, تعقيب از سياست موازنة منفي. اين هدف من بوده و هست و خواهد بود و تا بتوانم برا رسيدن به آن مجاهدت خواهم كرد."

بزرگ مردي كه دوست و دشمن او را با عناويني چون آموزگار خردمند, رهبر جبهه ملي, پير احمدآباد و ... نام برده‌‏اند .        

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:55 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

سايه سار تاريخ : مصدق ، فرياد رسا

به نام خداوند جان و خرد

« ملّت ايران هنگامي به استقلال مي‌رسد كه خود را از نو بيافريند »
                                                                          (دكتر محمد مصدق)

 

تنها مطالعه و آگاهي از تاريخ است كه از تكرار حوادث و اتفاقات ناگوار و دسيسه هاي پنهاني جلوگيري مي كند و مي تواند يك ملت را از سقوط و زوال باز دارد . آگاهي از تاريخ است كه ذهن نابالغ انسان را از مخيلات و تعبيرهاي نادرست باز مي دارد .

متأسفانه استبداد و سرسپردگي نظاميان كودتاگر در دوران قبل از انقلاب و آرمانخواهي وايدئولوژي ‌نگري انقلابيون پس از فتح ، زمينه‌اي مساعد براي بررسي واقع‌گرايانه دوران نهضت ملي مهيا نكرده است .

رژيم كودتا يكسره نهضت ملي را پديده‌اي اغتشاش‌گرا مي ناميد كه زمينه نفوذ كمونيست‌ها و بي‌نظمي عمومي و اخلال در رابطه بين‌المللي با دنياي غرب را باعث شده بود . در 25 سال منتهي به زمستان سال57 و يک ماه قبل از سرنگوني رژيم سلطنتي، دستگاه تبليغات رژيم پادشاهي روز 28 مرداد را « قيام ملي» مي خواند ، نامي که البته هرگز از سوي مردم باور نشد .         
بعد از انقلاب نيز بخشي از حاكمان انقلابي ، اتهام وابستگي به غرب و زمينه سازي ورود بيگانگان را به نهضت ملي وارد مي‌ساختند و عده اي مليت را در برابر مذهب مي‌پنداشتند و سعي مي كردند كاشاني را به عنوان رهبر نهضت ملي شدن نفت معرفي نمايند و ملي‌گرايان را جاده صاف‌كن امپرياليست مي ناميدند .
وراي تفسيرها و تحليل هاي مختلفي که درباره کودتاي 28 مرداد سال 1332 و نهصت ملي کردن نفت ايران و دولت مصدق مي شود، نام دکتر محمد مصدق به عنوان يک قهرمان ايراني و الگوي استقلال طلبي در نيم قرن گذشته، بر ذهن و زبان سه نسل از ايرانيان جاري بوده است.

بسياري از كساني‌كه براي كسب قدرت و ثروت با جنبش و نهضتي كه مصدق آغاز كرده بود همراه شده بودند, بعد از ناكامي در رسيدن به اهداف خود با دشمنان داخلي, دربار و استعمارگران خارجي همراه شدند و ناجوانمردانه ‌ضربه‌هايي سخت به نهال نوپاي نهضت‌ملي وارد آوردند, اما مصدق هيچ‌گاه از اين توطئه‌ها, دشمني‌ها و خيانت‌ها نهراسيد و با پشتوانة مردمي به مسير مورد نظر خويش كه همان رهايي ايران از چنگال استبداد داخلي و استعمار خارجي بود‌ ادامه داد. وي به اين موضوع ايمان داشت كه تا هنگامي‌كه مردم مايل به حضور وي مي‌باشند و به راهي كه او در نظر گرفته‌ تمايل و اعتماد دارند, راه و انديشه‌اش بر پايه‌هاي استواري قرار دارد كه هيچ قدرت استعماري و توطئة خارجي يا داخلي نمي‌تواند به آن گزندي برساند و اين مسئله به نيكي در تاريخ به اثبات رسيد,‌ اگرچه توطئه و دشمني‌هاي فراوان توانست مصدق و حكومتش را بركنار كند اما راهي كه مصدق آغاز كرد راهي نبود كه بتوان آن را متوقف كرد و انديشه و تفكر وي انديشه‌اي بود كه هماره در مصلحان ديگر احيا شدني است.

اعتباري که ايرانيان و جهانيان براي دکتر مصدق قائل شدند بدترين عقوبت را براي کساني رقم زد که در زمان دولت وي با او به مخالفت برخاستند، علاوه بر شاه که 25 سال بعد در حالي ايران را ترک کرد که مردم همه جا تصوير دکتر مصدق را در دست گرفته بودند، آيت الله کاشاني، حسين مکي و مظفر بقائي نيز نتوانستند جائي به اندازه بايسته خود در تاريخ به دست آوردند. حزب توده بزرگ ترين و منسجم ترين حزب تاريخ ايران بعد از 28 مرداد همواره در برابر اين سئوال قرار داشت که چرا در دوره اي به مخالفت با دولت مصدق پرداخته و با تندروي هاي خود باعث دشواري کار دولت مصدق شده، سئوالي که حتي با اعتراف سران حزب توده به اشتباه خود، ملي گرايان را قانع نکرد.

اما آنچه مصدق را به مقام يك قهرمان ملي راستين رسانده است نخست پنجه در افكندن او با امپراتوري بريتانيا و طرد نيرنگ بازي‌‏هاي استعماري از جهت سياسي و ديگر بيرون آوردن ثروت ملي ايرانيان از چنگ بيگانگان به لحاظ اقتصادي بود. همين دو هدف كافي است تا تاريخ معاصر به نام او ببالد و وي را در رديف جاويد نامان كشور قرار دهد.

دكتر مصدق جامعه فروخفته ايران را كه در زير سلطه ستم خميده بود به تكاپو برانگيخت، اسطوره‌‏ها در او  به هم پيوند خورده است و به همين خاطر دشمنان آزادي از او و خاطره ماندني‌‏اش هراس دارند.

دكتر مصدق 69 سال بي‌‏امان با پليدي و پلشتي مبارزه كرد و در هر مقامي كه قرار گرفت از خطر نهراسيد، مصدق آفت استبداد بود و همه فلسفه سياسي وي به گرد آرمانهاي ملي و آزاديخواهانه شكل گرفت.

دكتر مصدق، ستارة درخشاني در آسمان تاريخ معاصر ايران است كه هر چند بعلّت آماده نبودن شرايط تاريخي ظاهراً خاموش گرديد، ولي نور آن براي نسلهاي بعد، موجد تلاشها و مبارزات آزاديخواهانه و استقلال طلبانه در ايران و بسياري از كشورها شد. 

«اين فرياد گو اينكه از حلقوم دكتر محمّد مصدق برآمده بود، اما در حقيقت فرياد ملّتهاي زير ستم در سراسر جهان بوده و هست.»

لذا هرگز اغراق گونه و مبالغه آميز نيست اگر ما ايرانيان او را «جهان مرد استثنايي» بناميم و به وجود او در ميان خود افتخار كنيم.

دو عنصر اساسي انديشه مصدق كه همان حق قانونگذاري از طريق انتخابات آزاد و تاسيس يك دولت مقيد و به تعبير امروزي پاسخگو همچنان موضوع و دستوركار سياسي در ايران است و به همين جهت است كه مي‌‏توان گفت مصدق زنده است و ما مجبوريم راجع مصدق صحبت كنيم .

سايه بلند مصدق چه در دوران زندان و چه در دوران تبعيد با مبارزان راه آزادي پيوند خورده است، در برابر همه مشكلات، تنگناهاي فزاينده سياسي و اجتماعي كه گريبان‌‏گير ايران است, تنها راه‌‏حل شركت نخبگان گروه‌‏هاي اجتماعي و برگزيدگان ملت در سيستم‌‏هاي تصميم‌‏گيري است. گذر از اين دوران پر خطر بار ديگر همبستگي ملي را مي‌‏طلبد، اميدواريم رهنمودهاي مصدق بزرگ بار ديگر زمينه‌‏ساز يگانگي‌‏مان شود و همه ما را به زير يك شعار فراگير كه جز طلب كردن دموكراسي واقعي نيست، گردآورد.

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 7:54 قبل از ظهر  توسط وهومن  |