تبليغاتX
وهومن

وهومن

پاینده باد ایران زمین

محمد ، پيامبر يا هوس ران

بنام خداوند جان و خرد

در آغاز مطلب اذعان مي نمايم كه محمد بشر بوده و هيچ گاه حامل پيامي آسماني از سوي هيچ آفريدگاري نبوده است . مگر آفريدگاري كه خود آفريده و نام آن را از بتي به نام الله به عاريت گرفته است . محمد نه مقدس است و نه قديسه !!!

محمد نيز همانند من و شما از انسان زاده شده و همانند ديگر انسان ها چشم از دنيا بسته است . محمد نيز همانند ديگر انسان ها مي خورده ، مي آشاميده به دفع حاجت مي پرداخته و مهمتر از همه اينكه از ساير انسان ها هوس ران تر و اسير آتش شهوت نيز بوده است .

در دين اسلام احكام راجع به طلاق و نكاح ، حدود تعيين محارم ، ارث ، حيض ، تعدد زوجات ، حد زنا ، سرقت ، قصاص و ديه و ساير احكام جزايي و مدني و همچنين نجاسات و محرمات و ختنه و ... يا مقتبس از شرايع يهود بوده است و يا عادات زمان جاهلي .

آنچه در ادامه مي آيد نمونه هاي كوچك و رسمي هوس راني محمد مي باشد و زنان صيغه اي او در اين مقال نمي گنجد . 

ليست زنان محمد :

1. خديجه

2. سوده

3. عايشه : محمد در حالي كه 40 سال از عايشه بزرگتر بود ، او را در هفت سالگي به نامزدي خود در آورد.

4. ام سلمه

5. حفصه : دختر عمر

6. زينب : دختر جحش و همسر پسر خوانده پيامبر . ماجرا از اين قرار است كه روزي محمد سر زده وارد خانه زيد مي شود و چشمش به زينب كه عريان در حال حمام كردن بوده مي افتد و در آن هنگام آيه ي (فتبارك الله احسن الخالقين)(سوره مومنون آيه 14) از محمد در مي آيد و بدين ترتيب محمد پسرخوانده اش را به طلاق او وادار مي نمايد . و البته براي اينكه در ميان امت خويش به هوس راني متهم نشود چنين ادعا مي كند كه زيد مرضي داشت و بخاطر آن مي خواست زينب را طلاق دهد ، بدين ترتيب من براي اينكه او بي همسر نماند ، به عقد خويش در آوردم . (شما پيدا كنيد پرتغال فروش را ؟؟؟)

7. جويريه : از غنايم بني مصطلق

8. ام حبيبه : خواهر ابوسفيان

9. صفيه : غنيمت از قوم يهود .

10. ميمونه : در ازاي چند اسب او را به همخوابگي خود در آورد.

11. فاطمه دختر سريح

12. هند دختر يزيد

13. اسماء دختر سياء

14. زينب دختر يزيد

15.هيله

16. ماريه : غنيمت از مصر

17. اسماء دختر نعمان

18. فاطمه دختر ضحاك

19. ريحانه : سهم پيامبر از غنايم بني قريظه . وي هيچ گاه حاضر نشد زن محمد شود اما محمد او را در زمره كنيزاني قرار داد كه همخوابگي با آنان هيچگونه مراسم و تشريفاتي را ايجاب نمي كرده است .

20. ام شريك دوسيه

ليس فوق تنها اسامي زنان رسمي محمد اين پيامبر يگانگي ها است . حال آگاهان بگويند چگونه و به چه حسابي اين مرد هوس باز ديگر مردان را تنها به داشتن سه زن واجب كرده ، حال آنكه خود يكي از هوس ران ترين مردان عالم به شمار مي رفته و اين همه زن اختيار كرده است ؟!!!

جالب تر آنكه چگونه پيامبري كه زنان خود را پس از مرگ خود بر ديگران حرام كرده بود ، ديگران را به ازدواج پس از مرگ همسر توصيه مي نموده است ؟!!!

هموطنان گرامي بياييد يك بار سوره ي نساء را كه سوره ي زنان در تازي نامه مي باشد را بدون تعصب بخوانيم و آن را مقايسه نماييم با پيش پا افتاده ترين مفاد حقوق بشر !!!

‹‹ پاينده باد ايران زمين ››

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

شكاف نسلي و معضلات فرهنگي ايران

بنام خداوند جان و خرد

ساختار امروزي جمعيت ايران جوان است . گاه و بي گاه از منابع مختلف مي شنويم كه حتي لقب جوان ترين كشور دنيا را به ايران داده اند . ساخت جوان باعث بروز شكاف و تفاوت هاي نسلي ميان جوانان و ديگر ساختار هاي جامعه شده است .

اگر جمعيت كنوني ايران را حدود 70 ميليون نفر فرض بگيريم ، متوجه مي شويم كه بيش از 50 درصد جمعيت ايران زير بيست سال قرار دارند . اين بدين معناست كه حدود 40 ميليون نفر نه انقلاب سال 57  را درك كرده اند و نه در رفراندوم هاي تعين نوع حكومت ( رفراندوم 12 فروردين 1358 ) و قانون اساسي شركت داشته اند .

در رفراندوم سال 58  در حدود 20 ميليون نفر و در رفراندوم قانون اساسي ( كه حدود 10 ماه بعد برگزار شد ) ، تنها 10 ميليون نفر  شركت كرده اند .

در مي يابيم ، افرادي كه زير 40 سال سن دارند ( سن رأي 15 سال به اضافه 27 سال ) در اين دو رفراندوم شركت نداشته اند و اين معضل بزرگي براي نظامي است كه 50 درصد جمعيت آن را افراد زير 20 سال شكل مي دهد و تنها افراد بالاي 40 سال از حق تعيين سرنوشت خود بهره برده اند . 

ساخت جوان جمعيت ايران باعث شكاف و تفاوت نسلي شده است . اين نسل تفاوت هاي آشكاري با نسل انقلاب و جنگ دارد و البته شباهت هاي بي شماري با نسل پيش از انقلاب دارد . نسل پيش از انقلاب ، نسلي بود كه بيش از هر چيز به مظاهر و مفاخر ملي احترام مي گذاشت .

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

مرثيه اي براي خاك

چو بخت عرب بر عجم تيره شد
همي بخت ايرانيان تيره شد
بر آمد ز شاهان جهان را قفيز
نهان شد زر و گشت پيدا پشيز
همان زشت شد خوب و شد خوب زشت
شده راه دوزخ پديد از بهشت
دگرگونه شد چرخ گردون بچهر
از ايرانيان پاك ببريد مهر
بايرانيان زار وگريان شدم
كزين پس شكست آيد از تازيان
ستاره نگردد مگر بر زيان
چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبكر و عمر شود
تبه گردد اين رنج‌هاي دراز
نشيبي دراز است پيش فراز
ز پيمان بگردند و از راستي
گرامي‌شود  كژي و كاستي
پياده شود مردم رزمجوي
سوار آنكه لاف آرد و گفتگوي
كشاورز جنگي شود بي ‌هنر
نژاد و بزرگي نيايد به بر
ربايد همي اين از آن آن از اين
زنفرين ندانند باز آفرين
بد انديش گردد پدر بر پسر
پسر هم چنين بر پدر چاره گر
شود بنده ي بي‌هنر شهريار
نژاد و بزرگي نيايد بكار
از ايران و از ترك و تازيان
نژادي پديد آيد اندر ميان
نه دهقان نه ترك و نه تازي بود
سخنها بكردار بازي بود
زيان كسان از پي سود خويش
بجويند و دين اندر آرند پيش
چو بسيار از اين داستان بگذرد
كسي سوي آزادگان ننگردد
بريزند خون از پي خواسته
شود روزگار بد آراسته
دل من پراز خون شد و روي زرد
دهان خشك و لبها پر از باد سرد

فردوسي پاكزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط وهومن  | 

آيين زرتشت

بنام خداوند جان و خرد

اکنون که ايرانيان ،در روند باز يافتن هويت راستين خود گروه گروه به آيين نياکان، يعني آيين زرتشت باز ميگردند يا می خواهند با آن آشنا شوند، در زمانی که در سطح اروپا جنبشی مسيحی بنام   Sacra Europa از دانشگاهی ها و نويسندگان اروپائي درست شده که می خواهند برای تقويت مسيحيت به سرچشمه آن يعنی انديشه زرتشت بازگشت کنند،نسل جوان ايران بايد به درونمايه راستين آيين نياکان خود پی ببرند.در زير پرسشهاي بنياديني در مورد دين زرتشت آمده و به اجمال به آنها پاسخ داده شده است .

 پرسش : آيا زرتشت" پيغمبر" بود ؟

 پاسخ : نه ، زرتشت که تمام فلسفه خود را روی" خرد" پي ريزی کرد و بزرگترين مبارز بر ضد خرافات و مردم فريبی بود ،هيچگاه ادعای" پيغمبری "نکرد .     

 پرسش : پس زرتشت که بود؟

پاسخ : تمام فيلسوفان يونانی و سپس رومي که بدون استثنا يا خود را شاگرد زرتشت معرفي کرده اند يا برای اعتبار دادن به خود، نوشته های خود را به او منصوب کرده اند ، زرتشت را "آموزگار جهانی" ناميدند . پس از تسخير ايران به وسيله مسلمانان عرب ،  ايرانياني که نخواسته بودند بکيش عرب در آيند و زرتشتی ماندند در زير ستم شديد و برای نگهداری از جان خود به زرتشت لقب"پيغمبر"دادند. امروز  با گسترش دانش زرتشت شناسی اگر بخواهيم لقبی به زرتشت بدهيم، همان " ابر انديشمند " خواهد بود. که در جهان يکتا ميباشد . به زبان گاتايي او را اشوان و درزمان هخامنشيان او را ارتوان ناميدند.

 پرسش : هدف آيين زرتشت چيست ؟

  پاسخ : هدف آيين زرتشت را ميشود تنها در يک جمله خلاصه کرد: خوشبخت سازی زمين و تمام جاندارانی که روی اين کره زندگی می کنند يعنی انسانها, جانواران و گياهان . تمام آرمان زرتشت بر اين پايه پی ريزی شده که از زمين کره ای خوشبخت درست کند که در آن جانداران بتوانند شکوفا شوند و به رسايي برسند و سپس با خشنودی در نور و خرد اهورا مزدا غرق شده و به زندگي جاويد دست يابند.     

 پرسش : آيا زرتشت "يکتا پرست بود"؟

  پاسخ :  نه به هيچ روي ! واژه "يکتا پرست" را چندی از نويسندگان با واژه های "يکتا شناس " و "يکتا گرا" اشتباه کرده اندو اين اشتباهي است بسيار بزرگ . ما بايد نخست از خود بپرسيم آيا يکتا پرستی به خوشبخت زيستن انسانها، جانوران و گياهان که آرمان زرتشت است کمک ميکند ؟ زمانی که کتابهای تاريخی را ميخوانيم، ميبينيم که بزرگترين کشتارها و خونريزي های تاريخ بشری  بوسيله "يکتا پرستان"انجام گرفته.

جنگهای صليبی ميان يکتا پرستان مسيحی با يکتا پرستان مسلمان، جنگهای مذهبي ميان يکتاپرستان کاتوليک با يکتاپرستان پروتستان جنگهای مذهبی ميان يکتاپرستان سنی و يکتاپرستان شيعه،کشتار وحشتناک 120000 "کترها " به وسيله يکتا پرستان کاتوليک در سده سيزدهم در جنوب فرانسه به فرمان پاپ که آنها را به دوگانه گرايي متهم کرده بود،جنگهای بي پايان ميان يکتا پرستان مسلمان با يکتا پرستان يهودی ،کشتار شش مليون يهودی يکتا پرست به وسيله مسيحيان يکتا پرست،سنگسار و سوزاندن مردمان بي گناه در ميدانهاي شهر به وسيله يکتا پرستان مسيحی و مسلمان. در 2000 سال گذشته بيش از سد مليون کشته به جا گذاشته .

آيين زرتشت  آيينی است" يکتا گرا ". واژه "يکتاگرا" با پسوند ديناميک" گرا" درست شده که از "گرايش" ميايد يعنی حرکت از يک نقطه به نقطه ديگر. چون آيين زرتشت آيينی است ديناميک و هميشه در حال نو سازی و نو آوری و نو شدن بنابراين واژه يکتاگرا نمايان گر اين آيين است . پيروان اين آيين, با کار و کوشش خود که بر پايه های انديشه نيک، گفتار نيک و کردار نيک و با سرکوب کردن دروغ و ريا و خرافات انجام  ميشود به  سوی  يگانگي و به سوی اهورا مزدا گام بر ميدارند تا با او يگانه شوند،تا با او يکتا شوند. بنابراين آيين زرتشت آييني است يکتا گرا و يکتا شناس .                      

 پرسش:  پس اگر رابطه "پرستش" ميان اهورا مزدا وآفريدگان او وجود ندارد پس چه رابطه ديگری ميتواند باشد ؟

  پاسخ : برای ايرانيانی که 1400 سال در دين اسلام زندگی کرده اند دشوار است که رابطه ای جز" اربابی و بردگی" ميان خود و خدای خود تصور کنند. در آيين زرتشت به هيچ روی اين رابطه وجود ندارد.تنها رابطه ای که ميان انسانها (و به طور کلی جانداران)و خدای آنها يعنی اهورا مزدا وجود دارد رابطه ايست که بر بنای دوستی درست شده .

 پيروان اين آيين با اهورا مزدا همچون يک دوست گفتگو مي کنند. کسی از اهورا مزدا نمي ترسد و لرزه به اندامش نمي افتد چون اهورا مزدا جز مهر و نيکی و بخشش چيز ديگری نمي شناسد. او مي داند که جهانی که او درست کرده جهانی است در حال پيشرفت و تکامل. و هدف او از آفرينش انسانها اين بوده که در بهتر ساختن اين جهان به او کمک کنند. به انسانها خرد داده،انديشه داده تا او را در خوشبخت ساختن جهان ياری دهند. او با خرد بی پايان خود، راستی و درستی را آفريده. او نيروی چيرگی به سهشهای ويران کننده را آفريده، او آرامش درونی را آفريده، او رسائی و تکامل را آفريده و سرانجام او زندگي جاودانی را در نور و خوشبختی به مردمان ارمغان داده، چنين خدائی نيازی به پرستش و به بردگی کشيدن آفريده های خود ندارد.

 پرسش : کتاب مقدس آيين ايرانيان چيست؟

پاسخ:  کتاب مقدس آيين ايرانيان "گاتها" می باشد. تمام پژوهشهای زبانشناسی و تاريخی نشان ميدهد که واژه به واژه اين کتاب بدون کوچکترين تغيری 3743 سال پيش از زبان زرتشت بيرون آمده . "گاتها" که بمعنی "سروده" ميباشند،17 بخش از72 بخش اوستا را درست ميکند .                     

اين 17 بخش تنها نوشتاری است که از زرتشت به ما رسيده. بقيه ديگر بخشهای اوستا، تفسيرهايي است که از آيين زرتشت بوسيله ديگران شده. و چون در زمانی که اين تفسيرها نوشته شده ، زبان گاتها از ياد رفته بود ، بنابراين در اين تفسيرها مطالبی نادرست وجود دارد که بايد به آن توجه داشت . تمام هدف و آرمان گاتها را ميشود در يک جمله خلاصه کرد: خوشبخت ساختن کره زمين و تمام جانداراني که در آن زندگي ميکنند. يعني زنان،مردان،جانوران و گياهان. اگر کسي _ و تمام پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند _ زندگی خود را به قوانينی که در گاتها نوشته شده هماهنگ کند ، هيچ ترديدی نيست که نه تنها او زندگی آرام و خوشبختی برای خود درست خواهد کرد بلکه در خوشبخت سازي اطرافيان خود هم سهم بسياري خواهد داشت . و همانگونه که گاتها ميگويد " تنها در خوشبختی و شادماني و خوشبخت سازی ديگران است که ميشود به اهورا مزدا رسيد .

 پرسش : چگونه مي شود وارد آيين زرتشت شد؟

  پاسخ : امروز با توجه به کشش ايرانيان برای بازگشت به آيين سروری خود تنها يک شرط برای ورود آنها گذاشته شده: آنها بايد با آگاهي تمام آيين زرتشت را آزادانه گزينش کرده و سپس در مراسمی بنام "سدره پوشي"شرکت کنند.

  پرسش : "مراسم سدره پوشي"چگونه است؟ 

  پاسخ : اين مراسم بسيار ساده است .داوطلب يک پيراهن سفيد کتانی را به تن می کند و روی آن کمربند سفيدی که از 72 بند درست شده می بندد, وسپس همراه با موبد گفته هائی را که او می گويد تکرار می کند.   نمونه ای از گفته هائی که بايد تکرار گردد:"راه يکی است و آن هم راستی است. راستی خوشبختی است و خوشبختی از آن کسی است که راستی را تنها برای راستي بخواهد . پس ازپايان مراسم که نزديک به 30 دقيقه طول مي کشد حاضرين جام شرابی را به شادکامی و شاد زيستی "نوزاد" مي نوشند."نوزاد" يعنی کسي که تازه گام به آيين زرتشت گزاشته و گويي تازه به جهان زاييده شده،زندگی نوين خود را آغاز ميکند.

« پاينده باد ايران زمين »   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط وهومن  | 

چه كسي مي خواهد منو تو ما نشويم

چه كسي مي خواهد منو تو ما نشويم

خانه اش ويران باد

بنام خداوند جان و خرد

حضور توأمان سه فرهنگ ايراني ، غربي و اسلامي (عربي) ، و غلبه يكي بر ديگران در طول اعصار از دلايل ضعف و انحطاط ايران زمين بوده است .

ضعف سياسي و اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي ايران ، ناشي از كمبود فلسفه زندگي و يا زوال انديشه است . پس از فروپاشي امپراطوري ساساني و غلبه اعراب بر ايران و سپس مغلوب گشتن در مقابل قوم تتار و تركان و يورش افغان ها و با نفود بي امان فرهنگ غربي در دويست سال اخير ، ايرانيان هر دم به سوي يكي از سه فرهنگ ايراني ، غربي و اسلامي (عربي) متمايل شده اند و با تيشه اي كه فرهنگ غالب بدست آنها داده ، به جان فرهنگ هاي مغلوب افتاده اند و در واقع تيشه به بن و ريشه خود زده اند .

چه كسي مي گويد ايران پس از حمله اعراب ، تركان و مغول ها از گزند حوادث در امان مانده و هيچ خللي به فرهنگ آن وارد نيامده و فرهنگ نيروهاي مهاجم را مغلوب ساخته است . بواقع اينچنين نيست ، اين نگاهي تخيل آميز ، كور كورانه و غير واقع بينانه است . همان قدر كه ما از فرهنگ اقوام مهاجم تأثيرپذيرفتيم ، بر فرهنگ اقوام مهاجم هم تأثير گذاشتيم . درست است كه مبارزه با فرهنگ عرب را هيچ گاه كنار نگذاشته ايم ، اما بواقع اين فرهنگ دون بوسيله دين اسلام در افكار و اعتقادات و رسوم ايرانيان ريشه دوانده است . درست است كه هيچ يك از فرهنگ هاي نامبرده تاب مقابله با فرهنگ ايران را نداشته اند ، اما بواسطه اتقاقات و حوادث تاريخي به احكام روزمره مردم تبديل شده اند .

با نگاهي به زندگي روزمره خود و تفكر در اعمال و اخلاق و رفتار و كردار خود به سادگي در مي يابيم كه هر گوشه زندگي ما با فرهنگ ، آداب ، سنن و رسوم يكي از مهاجمان همخواني دارد . اين موضوع وقتي اهميت پيدا مي كند كه در ميابيم كه غرق شدن در اين منجلاب ما را از فرهنگ اصيل ايراني دور كرده است . بطوري كه در روزمره ترين اعمال خود از هر فرهنگي استفاده مي كنيم جز فرهنگ ايراني . به عنوان مثال روزمره ترين كلمات مورد استفاده ما مانند« سلام و خداحافظ » عربي هستند و يا « خانم و آقا » كلمات مغولي هستند .

در هيچ كجاي فرهنگ غني ايراني ، خرافه پرستي ، خود بيني ، تنبلي و تن آسايي ، دروغ گويي ، گناه و يسياري از اعمال ناشايست ديگر كه ما هر روز مرتكب آنها مي شويم جايي ندارد .

بياييد فرهنگ غني ايراني را يك بار ديگر در پناه اهوره مزدا و در سايه امشاسپندان بر پا سازيم .

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط وهومن  | 

اسلام و حقوق بشر

بنام خداوند جان و خرد

اين نوشتار را به تمام آناني كه اسلام را ديني الهي و خاستگاه برابري و حامي حقوق ابناي بشر مي دانند تقديم مي كنم تا بدانند كه تا به حال راه به بيراهه رفته اند .

اسلام كه دست بر قضا دين برابري و برادري نيز مي باشد ، چرا با ضرب و زور شمشير گسترش يافت ؟ چرا از يك منطق و خرد و يا جهان بيني صحيح برخوردار نبود كه اين همه جنگ و خونريزي به راه نياندازد ؟

بطور منطقي به دو پاسخ مي توان دست يافت . يكي اينكه اسلام و پيروان آن از هيچ منطقي سود نمي بردند و ديگري آنكه دشمنان مسلمانان بي منطق بودند و زباني جز زبان شمشير نمي فهميدند . با نگاهي گذرا حداقل به ايران خودمان مي توانيم از آمار و ارقام كتاب ها و كتابخانه هايي كه به دست اعراب به آتش كسيده شدند ، دريابيم كه چنين مملكتي با آن همه عالم و خردمند كه شهره ي تاريخ نيز مي باشند ، هرگز نمي توانسته ، سرزمين بي خردان باشد . از سوي ديگر با نگاهي به تاريخ اسلام و چگونگي گسترش آن مي توان به سادگي دريافت كه اين دين اسلام بوده كه فاقد يك جهان بيني اصولي و منطقي بوده است ، چرا كه نه تنها در ايران كه در هيچ كجاي ديگر هم نتوانست با منطق و بدون ضرب شمشير گسترش يابد . مگر نه اينكه علي بن ابي طالب در نهج البلاغه مي گويد : "ما مسلمان ها عقيده هايمان را بر شمشير حمل مي كنيم" .

و نمونه هاي تاريخي ديگر :

بعد از مرگ محمد ، عده اي از مردم قبايل از اسلام بر گشتند و عوامل پيامبر را كشتند و از شادي مرگ محمد به زنانشان فرمودند كه دستان خود را حنا گذارند . ابوبكر ، عمر و علي به فوريت دستور دادند كه هر كه از دين برگشته گردن زنند و با آتش بسوزانند و زن و بچه شان را به اسارت برند . (محمد بن جرير طبري ، تاريخ طبري ، جلد 4 ، ص 1379-1380 و 1394 و1407و جلد 6 صص 2420 – 2665)

در ادامه علي بدن هاي آنان را در آتش سوزاند و خاكستر نمود . (محمد بن جرير طبري ، تاريخ طبري ، جلد4 ، ص 1464 و جلد 6 ، ص 2420 – 2265 )

از ياد نبريم كه علي بن ابي طالب به عنوان مشاور عمر در حمله تازيان به ايران نقش پر رنگي در كشتار ايرانيان داشته است . وي پس از پيروزي اعراب خطاب به مردم كوفه گفت : اي مردم كوفه شما شوكت عجمان را برديد . (تاريخ طبري ، جلد 6،ص2208)

امام اول شيعيان به همراهي يارانش در يك روز 2500 نفر از خاندن " ازد " را سر بريدند ، بطوري كه كسي زنده نماند تا ديگري را دلداري دهد . (مروج الذهب ، جلد اول ، ص 729)

علي بن ابي طالب در نبردي به نام " ليله الحرير " چيزي بالغ بر 500 تا 900 تن را كشت . آن هم تنها براي ترويج دين مبين اسلام ... (منتهي الامال ، جلد اول ، ص 153)

آنان كه به دين اسلام در نمي آمدند مجبور بودند باج و جزيه دهند . اين كارها ناگزير با رضايت و رغبت انجام نمي شد ، بلكه با نيروي شمشير و تازيانه عملي مي گرديد . (غلام حسين يوسفي ، ابومسلم سردار خراسان)

هموطنان گرامي نمونه هايي از اين دست در تاريخ اسلام به وفور يافت مي شوند . من در همين چند مثال مي خواهم بگويم كه حتي در وهله اول اعراب نيز كه خاستگاه اصلي دين اسلام بودند ، منطق دروني اسلام را نمي فهميدند و پس از مرگ محمد سعي در خروج از يوغ استبداد ديني وي داشتند . در وهله دوم بايد اين نظريه مسخره را رد كرد كه مي گويد مسلمانان براي رواج دين اسلام دست به جنگ و كشتار و يا جهاد در راه خدا مي زدند . مگر مي شود ديني كه منادي حق و صلح و صفا و برابري و برادري است ، با غارت ملل ديگر رواج يابد . واقعيت امر اين است كه مسلمانان تنها و تنها براي غارت و بدست آوردن غنايم به سرزمين هاي ديگر يورش مي بردند و نه ترويج دين اسلام . اين مسئله را مي توان به خوبي از اعمال و رفتار و مقاصد شوم آنان در غارت ايران و ايراني بوضوح مشاهده نمود .

هموطنان عزيز ، اسلام نه تنها منادي حقوق بشر نيست بلكه خود بر پايه دروغ و كشتار آدميان بي گناه در ازاي غنايم و وعده هاي دروغين محمد به مردم باديه نشين عرب بنا شده است . جاي آن دارد كه ما ايرانيان كه داراي سابقه اي طولاني در خرد و خردورزي هستيم ، دوباره پا به عرصه ي تعقل گذاريم و از بند اين اهريمن سفاك و درنده خو رهايي يابيم . هموطن گرامي ايراني بايد گرده ي خويش را از طوق بندگي قادسيه رهايي بخشد . حقارتي كه در قادسيه به دست خائنان و وطن فروشان نصيب ايران و ايراني گرديد ، روزي بدست نوادگان بابك خرمدين به خون سرخ سرافرازي ميهن مبدل خواهد شد .

« پاينده باد ايران زمين »

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط وهومن  | 

اين است امام حسين (3)

بنام خداوند جان و خرد

متاسفانه برخي از دوستان مرا به توهين كردن به مقدسات متهم نموده اند !. شايان ذكر مي باشد در درجه نخست هيچ كجاي نوشتارهاي من نشانه اي از توهين و افترا وجود ندارد . در درجه دوم بايد ذكر نمايم كه نقد همراه با شكاكيت توهين محسوب نمي شود .

هموطنان گرامي اين نكته را ناديده نگيريد كه من شما را به منبعي ارجاع داده ام كه يكي از بزرگترين مراجع و آيات عظام شيعيان آن را تاليف نموده است . لطف كنيد پيش از هر گونه پيش داوري و قضاوت نادرست به منبع اصلي رجوع نموده و از صحت و سقم اين مطلب اطمينان حاصل نماييد و سپس مرا متهم به دروغ و تهمت و توهين بنماييد .

هموطن اگر امروز از چند خط نوشته و يك سند تاريخي چنين به درد آمده اي ، پس سراغي هم از احوال اقليت هاي مذهبي و رنج و مصايب آنها در جامعه ي برابر اسلامي بگير . با كدامين قانون الهي يك زرتشتي كه يك ايراني اصيل مي باشد مي بايد براي زندگي در سرزمين آباء و اجدادي خود جزيه بپردازد ؟ هموطن آيا مي داني اين وضعيت پس از حمله ي اعراب به ايران بر پا گرديده و تا به امروز نيز ادامه دارد ؟ آيا مي داني در طول تاريخ چند هزار خانواده ايراني بخاطر عدم توانايي پرداخت جزيه مجبور به تن دادن به خفت اعراب گرديده ؟ مي داني چند هزار تن از دختران باكره ي اين آب و خاك قرباني تجاوز اعراب وحشي شدند تا خانواده هايشان از بار پرداخت جزيه خلاصي يابند ؟ چرا به آن هنگام كه ايرانيان مجبور بودند بخاطر زندگي در جامعه اي اسلامي نسب خود را به اعراب و قبايل عرب منتسب نمايند ، سخني از برابري و برادري اسلامي نبود ؟ آيا تا به حال كلمه ي موالي را شنيده اي ؟ با من بگو چه كس اين لقب را بر ايرانيان نهاد ؟ پس معصومين و ائمه ي اطهار شما كجا بودند ؟ مگر جز اين بود كه اينها تماما و جز به جز در قوانين الهي محمد و دين دروغين او نهفته مي باشد ؟  

باري سخن از عقل و قوه ي تعقل شد ، توصيه مي نمايم به اروپا و تحولات پس از رنسانس نگاه كنيد . مگر در رنسانس چه اتفاقي افتاد ؟ هموطن گرامي نقطه ي اوج رنسانس اين بود كه فردي مانند دكارت آمد و گفت من شك مي كنم ، پس هستم . دكارت گفت : تا خداي را زير تيغ جراحي ام نبينم هرگز وجود او را باور نخواهم كرد . حال اگر به عقيده شما دكارت كفر گفته و خداي چماغ به دست شما او را به قعر جهنم فرستاده ، نتيجه ي عيني و ملموس تفكر او را در پيشرفت و توسعه عقلاني امروز جهان غرب مي بينيم .

چرا و به كدامين دليل قانع كننده مي گوييد كه نبايد شك كرد . بياييد تنها يك بار به هر آنچه از خود مي شناسيم شك كنيم . مگر شما شما نمي گوييد الله خدايي حقيقي است ، پس بياييد از هستي به نيستي نرويم . بياييد يك بار از نيستي و از نفي الله به وجوب و وجود آن دست بيابيم .

هموطن گرامي نه تنها شما را به خواندن مجدد تاريخ ايران و اسلام تشويق مي نمايم ، بلكه شما را به مطالعه و تفحص در تاريخ انديشه سياسي غرب فرا مي خوانم . چرا نبايد بدانيم بيكن ، دكارت ، نيچه ، پوپر و ... چه مي گويند . مگر غرب با كدامين انديشه از شرق و شرقيان پيشي گرفت .

شما كه وارث دين خاتم مي باشيد به من بگوييد چرا امروز مسلمانان به اين روز سياه ناتواني افتاده اند ؟ بهتر نيست به امام زمان بگوييد بيايد و بحران اتمي ايران را از ميان بردارد ؟ نه هموطن آنچه مي تواند رهگشاي امروز و فرداي ما باشد عقل و قوه تعقل است كه متاسفانه در تمام پهنه ي دين اسلام و سراسر تاريخ سياسي _ اجتماعي مسلمانان ناديده گرفته شده است .

هموطن از ياد نبر كه وظيفه اصلي انسان در جهان به دنيا آوردن خويش است ، نه توليد مثل و تقليد از ديگران و گذشتگان . پس بياييد يك بار به خويش و به تمام آنچه از خويش مي شناسيم شك بنماييم . در اين ميان تاريخ و مطالعات تاريخي مي تواند رهگشاي بسيار از مسائل و صندوقچه ي پاسخ بسياري از سوال هاي ما باشد . تاريخ چراغ راه آينده مي باشد . تاريخ مامن حقايق تلخ و شيريني مي باشد كه مي تواند با چراغ گذشته به روشنگري آينده تاريك و مبهم انسان اين قرن استبداد زده بپردازد .

بنده به تمام هموطنان گرامي اعلام مي نمايم كه بدون توهين به دين و ايمان قلبي شما حاضرم هر گونه سوال شما را در اين موارد پاسخ گويم .

با اميد خردمندي و خردورزي تمام هموطنان ايراني .

« پاينده باد ايران زمين » 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 2:31 قبل از ظهر  توسط وهومن  |