بنام خداوند جان و خرد
اکنون که ايرانيان ،در روند باز يافتن هويت راستين خود گروه گروه به آيين نياکان، يعني آيين زرتشت باز ميگردند يا می خواهند با آن آشنا شوند، در زمانی که در سطح اروپا جنبشی مسيحی بنام Sacra Europa از دانشگاهی ها و نويسندگان اروپائي درست شده که می خواهند برای تقويت مسيحيت به سرچشمه آن يعنی انديشه زرتشت بازگشت کنند،نسل جوان ايران بايد به درونمايه راستين آيين نياکان خود پی ببرند.در زير پرسشهاي بنياديني در مورد دين زرتشت آمده و به اجمال به آنها پاسخ داده شده است .
پرسش : آيا زرتشت" پيغمبر" بود ؟
پاسخ : نه ، زرتشت که تمام فلسفه خود را روی" خرد" پي ريزی کرد و بزرگترين مبارز بر ضد خرافات و مردم فريبی بود ،هيچگاه ادعای" پيغمبری "نکرد .
پرسش : پس زرتشت که بود؟
پاسخ : تمام فيلسوفان يونانی و سپس رومي که بدون استثنا يا خود را شاگرد زرتشت معرفي کرده اند يا برای اعتبار دادن به خود، نوشته های خود را به او منصوب کرده اند ، زرتشت را "آموزگار جهانی" ناميدند . پس از تسخير ايران به وسيله مسلمانان عرب ، ايرانياني که نخواسته بودند بکيش عرب در آيند و زرتشتی ماندند در زير ستم شديد و برای نگهداری از جان خود به زرتشت لقب"پيغمبر"دادند. امروز با گسترش دانش زرتشت شناسی اگر بخواهيم لقبی به زرتشت بدهيم، همان " ابر انديشمند " خواهد بود. که در جهان يکتا ميباشد . به زبان گاتايي او را اشوان و درزمان هخامنشيان او را ارتوان ناميدند.
پرسش : هدف آيين زرتشت چيست ؟
پاسخ : هدف آيين زرتشت را ميشود تنها در يک جمله خلاصه کرد: خوشبخت سازی زمين و تمام جاندارانی که روی اين کره زندگی می کنند يعنی انسانها, جانواران و گياهان . تمام آرمان زرتشت بر اين پايه پی ريزی شده که از زمين کره ای خوشبخت درست کند که در آن جانداران بتوانند شکوفا شوند و به رسايي برسند و سپس با خشنودی در نور و خرد اهورا مزدا غرق شده و به زندگي جاويد دست يابند.
پرسش : آيا زرتشت "يکتا پرست بود"؟
پاسخ : نه به هيچ روي ! واژه "يکتا پرست" را چندی از نويسندگان با واژه های "يکتا شناس " و "يکتا گرا" اشتباه کرده اندو اين اشتباهي است بسيار بزرگ . ما بايد نخست از خود بپرسيم آيا يکتا پرستی به خوشبخت زيستن انسانها، جانوران و گياهان که آرمان زرتشت است کمک ميکند ؟ زمانی که کتابهای تاريخی را ميخوانيم، ميبينيم که بزرگترين کشتارها و خونريزي های تاريخ بشری بوسيله "يکتا پرستان"انجام گرفته.
جنگهای صليبی ميان يکتا پرستان مسيحی با يکتا پرستان مسلمان، جنگهای مذهبي ميان يکتاپرستان کاتوليک با يکتاپرستان پروتستان جنگهای مذهبی ميان يکتاپرستان سنی و يکتاپرستان شيعه،کشتار وحشتناک 120000 "کترها " به وسيله يکتا پرستان کاتوليک در سده سيزدهم در جنوب فرانسه به فرمان پاپ که آنها را به دوگانه گرايي متهم کرده بود،جنگهای بي پايان ميان يکتا پرستان مسلمان با يکتا پرستان يهودی ،کشتار شش مليون يهودی يکتا پرست به وسيله مسيحيان يکتا پرست،سنگسار و سوزاندن مردمان بي گناه در ميدانهاي شهر به وسيله يکتا پرستان مسيحی و مسلمان. در 2000 سال گذشته بيش از سد مليون کشته به جا گذاشته .
آيين زرتشت آيينی است" يکتا گرا ". واژه "يکتاگرا" با پسوند ديناميک" گرا" درست شده که از "گرايش" ميايد يعنی حرکت از يک نقطه به نقطه ديگر. چون آيين زرتشت آيينی است ديناميک و هميشه در حال نو سازی و نو آوری و نو شدن بنابراين واژه يکتاگرا نمايان گر اين آيين است . پيروان اين آيين, با کار و کوشش خود که بر پايه های انديشه نيک، گفتار نيک و کردار نيک و با سرکوب کردن دروغ و ريا و خرافات انجام ميشود به سوی يگانگي و به سوی اهورا مزدا گام بر ميدارند تا با او يگانه شوند،تا با او يکتا شوند. بنابراين آيين زرتشت آييني است يکتا گرا و يکتا شناس .
پرسش: پس اگر رابطه "پرستش" ميان اهورا مزدا وآفريدگان او وجود ندارد پس چه رابطه ديگری ميتواند باشد ؟
پاسخ : برای ايرانيانی که 1400 سال در دين اسلام زندگی کرده اند دشوار است که رابطه ای جز" اربابی و بردگی" ميان خود و خدای خود تصور کنند. در آيين زرتشت به هيچ روی اين رابطه وجود ندارد.تنها رابطه ای که ميان انسانها (و به طور کلی جانداران)و خدای آنها يعنی اهورا مزدا وجود دارد رابطه ايست که بر بنای دوستی درست شده .
پيروان اين آيين با اهورا مزدا همچون يک دوست گفتگو مي کنند. کسی از اهورا مزدا نمي ترسد و لرزه به اندامش نمي افتد چون اهورا مزدا جز مهر و نيکی و بخشش چيز ديگری نمي شناسد. او مي داند که جهانی که او درست کرده جهانی است در حال پيشرفت و تکامل. و هدف او از آفرينش انسانها اين بوده که در بهتر ساختن اين جهان به او کمک کنند. به انسانها خرد داده،انديشه داده تا او را در خوشبخت ساختن جهان ياری دهند. او با خرد بی پايان خود، راستی و درستی را آفريده. او نيروی چيرگی به سهشهای ويران کننده را آفريده، او آرامش درونی را آفريده، او رسائی و تکامل را آفريده و سرانجام او زندگي جاودانی را در نور و خوشبختی به مردمان ارمغان داده، چنين خدائی نيازی به پرستش و به بردگی کشيدن آفريده های خود ندارد.
پرسش : کتاب مقدس آيين ايرانيان چيست؟
پاسخ: کتاب مقدس آيين ايرانيان "گاتها" می باشد. تمام پژوهشهای زبانشناسی و تاريخی نشان ميدهد که واژه به واژه اين کتاب بدون کوچکترين تغيری 3743 سال پيش از زبان زرتشت بيرون آمده . "گاتها" که بمعنی "سروده" ميباشند،17 بخش از72 بخش اوستا را درست ميکند .
اين 17 بخش تنها نوشتاری است که از زرتشت به ما رسيده. بقيه ديگر بخشهای اوستا، تفسيرهايي است که از آيين زرتشت بوسيله ديگران شده. و چون در زمانی که اين تفسيرها نوشته شده ، زبان گاتها از ياد رفته بود ، بنابراين در اين تفسيرها مطالبی نادرست وجود دارد که بايد به آن توجه داشت . تمام هدف و آرمان گاتها را ميشود در يک جمله خلاصه کرد: خوشبخت ساختن کره زمين و تمام جانداراني که در آن زندگي ميکنند. يعني زنان،مردان،جانوران و گياهان. اگر کسي _ و تمام پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند _ زندگی خود را به قوانينی که در گاتها نوشته شده هماهنگ کند ، هيچ ترديدی نيست که نه تنها او زندگی آرام و خوشبختی برای خود درست خواهد کرد بلکه در خوشبخت سازي اطرافيان خود هم سهم بسياري خواهد داشت . و همانگونه که گاتها ميگويد " تنها در خوشبختی و شادماني و خوشبخت سازی ديگران است که ميشود به اهورا مزدا رسيد .
پرسش : چگونه مي شود وارد آيين زرتشت شد؟
پاسخ : امروز با توجه به کشش ايرانيان برای بازگشت به آيين سروری خود تنها يک شرط برای ورود آنها گذاشته شده: آنها بايد با آگاهي تمام آيين زرتشت را آزادانه گزينش کرده و سپس در مراسمی بنام "سدره پوشي"شرکت کنند.
پرسش : "مراسم سدره پوشي"چگونه است؟
پاسخ : اين مراسم بسيار ساده است .داوطلب يک پيراهن سفيد کتانی را به تن می کند و روی آن کمربند سفيدی که از 72 بند درست شده می بندد, وسپس همراه با موبد گفته هائی را که او می گويد تکرار می کند. نمونه ای از گفته هائی که بايد تکرار گردد:"راه يکی است و آن هم راستی است. راستی خوشبختی است و خوشبختی از آن کسی است که راستی را تنها برای راستي بخواهد . پس ازپايان مراسم که نزديک به 30 دقيقه طول مي کشد حاضرين جام شرابی را به شادکامی و شاد زيستی "نوزاد" مي نوشند."نوزاد" يعنی کسي که تازه گام به آيين زرتشت گزاشته و گويي تازه به جهان زاييده شده،زندگی نوين خود را آغاز ميکند.
« پاينده باد ايران زمين »